خوبید!؟ (نیست آمار وبلاگ خیلی بالاس گفتم جم ببندم
)
اول خودمو معرفی میکنم! منم محمدم! ولی نه اون محمد که این دختر تو رویا عاشقش شد (من فقط تو کاره واقیعتم) من یه محمد دیگم که از بد روزگار و دوست ناباب با این دختره و اون یکی محمد آشنا شدم.(شوخی کردم)
آهان اینم بگم که اینجا اسمم دویل بوی میباشد.
بعد همین دیگه. یه چی دیگه هم این که من زیاد دست به قلمم خوب نیست! ببخشید اگه نسبت به این دو دوست عزیز بد تر مینویسم!
فعلا خدافظ
(در ضمن این پست هیچ ارزش قانونی ندارد فقط برای آشنایی بود)
![]()
به پست پایین نظر بدید!
سلام سلام سلام
توقف بی توقف...!!
دوباره خوشحال شدم که به خدمت رسیدم... خواستم با اعضاء این کلبه بیشتر آشنا بشین!
BaD bOy & DeViL bOy
خوب اینا جفتشون محمد هستند . تشابه اخلاقشونم بالاس تقریبا...
این عکس هنگام ارتکاب جرم در کوه دربند گرفته شده و آن دو سه نفر وسط را از کوه به پایین دره انداختند!
این جرم یازدهمین قتل مشترک آن دو می باشد!!!!
به هرحال عکس های واضح تری از اونا داریم که خواهید دید. چند نمونه در ذیل آمده است:
در این قسمت آن ها پس از قتل سه نفر از اهالی خودشان به تنهایی به گوشه ای رفته و هریک مشغول به کار خود هستند.
پلیس تهران با ارسال نامه ای به پلیس بین الملل خواستار دستگیری آن دو شده است.
پیش بینی می شود آن ها فردا در حوالی نیاوران دیده شوند...
همچنین فرماندهی ناجا اعلام کرد:
در صورت دستگیری زنده آن دو مجرم مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۲ تومان وجه نقد به عنوان هدیه پرداخت ودرصورت آوردن جسد آن دو مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱ تومان هدیه داده می شود...
روز خوشی را برای شما آرزو می کنم!!![]()
به حضورتون برسانم الان ساعت ۱:۲۰ هست، بنده چشمانم دیگه به خودی خود داره میره که بسته شه!خون هم تا اطلاع ثانوی به مغزم نمیرسه(!) پس وجود هرگونه چرت و پرتی در این مطلب چند روز بعد توسط شخص بنده تکذیب خواهد شد!!![]()
یه شایعه واسم درست کردن هلو:
اینکه من نذاشتم پسر داییم دانشگاه خوب قبول بشه...!!!![]()
پسره اصلا حلقه ی گمشده ی بین انسان و میمونه اونوقت من چیکا به این کودن داشتم نمیدونم!! آقا سال اول کنکور شدن ۱۵۰۰۰ سال بعد رفتن علوی که باز حداقل بهتر شن ماشالله شدن ۱۹۰۰۰!!!
( پیشرفتو داشته باش!) حالا من بدبخت که اس ام اسا رو سند تو آل میکردم (همیشه) سال کنکوره این اقا هم همینکارو میکردم!!این آقا هم تا چشش به اس ام اس میفتاد واسه خودش عشق میکرد، وقتی هم دانشگاه قبول نشدن!! دیگه ماشالله خیلی عشق کردن !!اینقد عشق کردن که همه کاسه کوزه ها رو سر ما شکستن...!!!
چرا دارم چرت و پرت میگم وبلاگ گروهی که دیگه زندگی شخصی رو شامل نمیشه...!!!
شایدم میشه...!! نمی دونم تا حالا بهش فک نکردم!!ذهنمو مشغول کرد...!!! بیخیال..!!
نمی دونم چی شده ولی یه احساس مبهمی به من میگه پروفسور محمد میخواد با مشت بیاد تو صورتم..!! ولی یه احساسه..!!!![]()
فعلا... این آپ فقط برای ابراز وجود بود..!!!![]()
![]()
خدایی نمی دونم آخه من به این گاگول می گم اول تیر اولین پستمونو بدیم حالا اومده یه روز قبل داده. منم نمی دونم چرا خر شدم اینو به استخدام خودم در آوردم....
خلاصه فعلا از کف این بیاین بیرون خودمو بچسبین!! کاملا چهره هاتون داد می زنه دلتون برام تنگ شده بود. کارشناسا گفتن که این دفعه به خاطر اینکه کلاس کارم بره بالاتر یه نوچه ای یه زمین شوری چیزی استخدام کنم که باحال تر بشه... البته سوء تفاهم نشه من حرف کارشناسا رو گوش نکردم!!
در عوض رفتم یه استاد تمام عیار بی نظیر ( دیدی زیادی خالی می بندن؟ ) آوردم...![]()
البته به همین راحتیا هم نبود ولی اگه یه نگاهی به این پست چرت و پرت قبلی بکنین متوجه می شین همش خالیبندی نیس... آدما خیلی وقتا ابراز علاقشونو توسط نوشته های طنزآمیز بیان می کنن. بله!! این شخصی که با اسم مستعار HeLl GiRl اومده هویت مشخصی نداره... یعنی داره ها ولی برای این که تو خماریش بمونین فعلا قرار نیس بگیم . ایشالا وسطای کار به هویت شیطانی و موزی من و اون پی می برین ( اون بیشتر )!
آخ
راستی برای تازه واردا بگم . برادرا خواهرا من محمد هستم البته اسم مستعار زیاد دارم مثل : دکتر محمد - پروفسور محمد - مهندس محمد و یک سری دیگه مانند : ممد پشه - ممد ژیمناستیک - ممد انعطاف - ممد خوش استیل - ممد باحاله و انواع و اقسام دیگه که زیاد مهم نیس... اعتماد به نفس بالاس دیگه چه میشه کرد؟
به هرحال از الان پیش بینی می کنم در کف کار ما خواهید ماند ( البته من بیشتر ). کار ما کاملا برنامه ریزی شدس... خیلی
خیلیا هستن فقط بلدن چرت و پرت بگن . یارو اصن نمی دونه ما چی گفتیم میاد نظر الکی میده . بهش فحشم بدی میگه پست بسیار جالبی بود . من لذت بردم . موفق باشین.![]()
خلاصه سرم درد گرفت دیگه حال ندارم حرف بزنم...
تابستون خوبی رو با ما تجربه می کنین . مطمئن باشین
اگه امری نیس با اجازه ...
یا حق!! ![]()
اهوم...صدا خوبه (!)
این مردک نامرد، با کمال پرویی میگه: اولین پست رو تو بایه بنویسی ، فردا نگی نگفتیا!! منم بچه مظلوم گفتم هرچی شما بگی!!! اونوخ چی آقای پروفسور محمد تو حموم نعشه کرده داره آواز میخونه، منم هی دارم زوره خودم میکنم بلکه این صفحه ی سفیدو پرو چرت و پرت کنم ، آدم جدشو جلو روش میبینه!!! باور کن..!!! تازه ، اطرافیانم میگن زور نزن جنس ایرانی بنجل...!!! جل الخالق...!!!
سلام...
من یه ادم خیلی خوب.خوشگل.مهربون.صادقو مودب میباشم ، تو مورد آخری شک نکن!! هر صفت خوب دیگه ایی هم به ذهنت رسید مطمئنا دارم، هنوز شکوفا نشده!!! صبر داشته باش!!!
حالا که باز خوانی میکنم میبینم دوبار سلام کردم!! حسش نیست پاکش کنم، یادم بندازید پست بعدی سلام نکنم که بی حساب شیم!!!
حالا بزارین قضیه خودمو محمدو بهتون بگم!!![]()
دقیقا پارسال ، ما از طریق یه دوست دیگه با هم آشنا شدیم ( مجازی البته!!) بعد از ۶ ماه چت کردن ، فک کردیم، که دوست داریم همدیگه رو ببینیم، ولی خوب مامان بابای من خیلی رو من حساس بودن!! نمیذاشتن تنهایی برم مسافرت!! آخه من یزدیم!! یزدیها هم بدبیــــــــــــــن!! دیگه خودت حسابشو بکن!!! حالا به هر حال تصمیم گرفتیم که یه بار که من میام تهران خونه عمم همدیگه رو ببینیم!! البته بیرون...!!!! ولی مگه این خریدای مامان من تمومی داشت ،هی بریم اینجا هی بریم اونجا ، کلافم کرده بود دیگه، باز دیدم نشد که پس:تصمیم بر این قرار شد که من خودمو به دلدرد بزنمو پیش شوهر عمم بمونم، بعد باهم بزنیم بیرون،( با شوهر عمم نه با محمد دانشمند!!) منم طبق نقشه خودمو به دلدرد زدم و عملی شد!!! حالا من سر کوچه وایسادم مگه میاد، حداقل ۱۰ تا ماشین برام بوق زد..( تو یزد وسط خیابون وایسی برات بوق میزنن، اینجا تو پیاده رو هم راه بری بازم برات بوق میزنن!!!
عجبا!!)...بالاخره بعد نیم ساعت سرکله ی یه لگن پیدا شد، اقا ما سوار ماشین شدیم و داد و بیداد که چرا دیر اومدی ، بعد برگشته میگه خانوم من که محمد نیستم داشتم میمردم ولی ۲ ثانیه بعد گفت شوخی کردم محمدم
، میخواستم اون لحظه پوستتو بکنم( مثه آدم بلد نیس شوخی کنه!!)!!!هی هرماه که بابام تهران کلاس داشت منم همراش میرفتم و هر دفعه محمدو میدیم ، یعنی به همین قصدم میرفتم!!تا بالاخره بابام قضیه رو فهمید ،خدایی خیلی بدوبیرا بارم کرد ..(بابام دیگه!!) ولی وقتی دید ما واقعا همدیگه رو دوست داریم و فهمید مامان محمدم همین نظرو داره، ما باهم نامزد شدیم والانم به عنوان شیرینی نامزدی این وب رو زدیم!! ما خیلی همدیگرو دوست داریم!!! میدونم خیلی باورش سخته ، شایدم هنوز باور نکردی که همچین عشقی وجود داره ولی باید بگم خوب کاری کردی چون من همشو خالی بستم!!!!![]()
فعلا...یاحق..!!!![]()


